تبلیغات

اسلایدر

سرای رمان - دانلود رمان بهای یک بهانه
 
سرای رمان
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394
نویسنده : TeLePaTi کاربر انجمن نودهشتیا | Raha کاربر انجمن رویای خیس
خلاصه : 
طناب دار جلوی چشماش بود و یه چهار پایه کهنه که با کوچیک ترین حرکت ممکن بود پایه هاش بشنکه زیر پاهاش..ترسیده بود ، اینو صورت خیس از عرقش و لرزش دستای بستش نشون میداد …
کی گفته سر بیگناه تا پای دار میره اما بالای دار نمیره ؟؟
طناب و انداختن دور گردنش …حاج ستوده همیشه یه ذکری می گفت ..چی بود ؟؟؟ چشماشو بست ..یادش اومد ، زیر لب زمزمه کرد :– الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ- …









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 آذر 1396 10:05 ب.ظ
It's hard to come by knowledgeable people for this
topic, but you sound like you know what you're talking about!
Thanks
چهارشنبه 10 آبان 1396 05:21 ب.ظ
من نمی توانم از اظهار نظر خودداری کنم کاملا نوشته شده است
سه شنبه 14 شهریور 1396 07:46 ق.ظ
I know this if off topic but I'm looking into starting my own blog
and was curious what all is needed to get
setup? I'm assuming having a blog like yours would cost
a pretty penny? I'm not very internet smart so I'm not 100% positive.
Any tips or advice would be greatly appreciated. Thank you
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:13 ب.ظ
This paragraph presents clear idea in favor of the new visitors of blogging,
that in fact how to do blogging and site-building.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه